Thursday, October 20, 2005

سكس با مدير شركت- 3


من ديگه با مدير اون شركت حسابي دوست شده بودم البته اون به من گفت كه از تو دعوت نمي كنم بياي اينجا كار كني چون دير يا زود لو ميريم ولي منو فرستاد پيش يكي از دوستاش كار كنم و من منشي دوستش شدم .من با مدير خودم هم حسابي حال مي كنم ولي مدير اون شركته اصلا خبر نداره اون يه شخصيت خيلي مشهوره براي همين من اسمشو اينجا نميارم و به نام مستعار داريوش صداش مي كنم .داريوش مهوني هاي زيادي تويه شركتش مي داد و حسابي مشروب خوري مي كرد يه شب كه همه دوستاشو جمع كرده بود دفترش فكر كنم شب يلدا بود منم دعوت داشتم بعد از يه بزن و برقص حسابي و مشروب خوري توپ وقتي همه رفتن خونه هاشون من موندم كه تويه مرتب كردن دفتر و شستن ظرفهاي ميوه و شيريني كمكش كنم .اون روز من با مانتو مي گشتم چون از زير يه نيم تنه پوشيده بودم و نمي خواستم پيش مهمونهاي با شخصيت داريوش زيادي جلف به نظر برسم , وقتي مهمونها رفتن چون من حسابي گرمم شده بود مانتو ام را در اوردم من يه نيم تنه مشكي و قرمز تنم بود و يه شلوار لي خيلي خوش فرم به پا داشتم و موهاي لخت و بلندم را هم ريخته بودم دورم و ايستاده بودم پاي ظرف شويي . همون طور كه شير آب باز بود و من مشغول بودم يه دفعه گرماي مطبوعي رو پشت سرم و بعد روي صورتم احساس كردم , داريوش بود حالش خيلي بد شده بود و منو تو اون حالت كه ديده بود تصميم گرفته بود بياد طرفم اومد و از پشت منو گرفت تويه بغلش و شروع كرد گردن و گوش منو خوردن و بعد منو چرخوند و لبهامو گرفت تويه دهنش و تويه همون حالت زيپ شلوار خودم و خودشو باز كرد و كير خودشو از شورتش در آورد و گذاشت لاي كسم و با چند تا حركت بيست اونو محكم تويه كسم قرار داد هنوز شير آب باز بود و اون همون جا ايستاده داشت منو مي كرد و با دستاش محكم كون منو گرفته بود و به خوش فشار مي داد , من كه لبهام تويه دهن اون بود و كير اونم تويه كسم و با فشار دستهاش همون كونمو مي ماليد و هم كسمو به كيرش فشار مي داد دستهامو انداخته بودم دور گردنش و حال مي كردم هيچ وقت فكر نمي كردم ايستاده اين همه حال بده .نظر شما چيه؟؟
ادامه دارد

1 Comments:

Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:14 PM

 

Post a Comment

<< Home