Sunday, October 23, 2005

سكس با مدير شركت-7



بعله جعفر و مهران تویه بالکن داشتن ما را دید می زدن بعدا فهمیدم هر دفعه که من بایکیشون هستم اون دوتایه دیگه هم از بالكن شاهد سکس ما هستند امیر پا شد با شدت سرشو به چپ و راست برد تا حالش بیاد سر جاش و بعد لباسهاشو پوشید بدون اینکه بره دوش بگیره و من بهش گفتم : امیر جان ممنون حال کردم ولی خیلی تر سو هستین من به زنی خودم از شما ها شجاع ترم ولی شماها ترسو و دروغ گو هستین و از اولش نگفتین که چه نقشه ای برام کشیدین . بعدشم پاشدم تا برای بار سوم برم حموم و غسل کنم , رفتم زیر دوش و بدن تیکه پاره خودمو شستم و غسل دادم و پوست کسم که حسابی نازک شده بود و وقتی این مواد شوینده می خورد بهش کلی می سوخت بالاخره شستمش و اومدم بیرون وقتی اومدم تو اتاق دیدم سه تایی شون نشستن روی کاناپه و به من نگاه می کنن بعدشم امیر گفت : بچه ها مینا جووون می گه ما ترسوییم و جرات نکردیم حقیقتو بهش بگیم و با ترفند اومدیم جلو شما ها چی می گین؟ . مهران عوضی که سرشو انداخته بود پایین و سرخ شده بود و جعفر گفت : خوب مینا جووون می شه یه سکس گروهی داشته باشیم و هر سه با هم بکنیمت؟ بهشون گفتم : هرگز - شما دوتا که راست نمی شین وکلی اذیت می کنین تا یه کمی اون پلاستیک شل و ول را بکنین توی کسم و حالمو بهم می زنین اینم از این امیر خان وحشی که یه جای سالم نذاشته تویه بدن من و کسم را آش و لاش کرده تازه بعدا اگه یه آدم خایه دار نرمال تونستید جای خودتون بزارین بگین تا من هم یه فکر دیگه ای براتون بکنم خلاصه که آماده شدم و تا جعفر منو برسونه محل کارم و از اونجا اومدم بیرون برم سراغ بهناز جونم تا اون کس نازشو جر بدم با این بساطی که برای من درست کرده بود. گرچه که رفتم و تا چشمم به اون هلوی پوست کنده افتاد همه چیز یادم رفتو رفتم از شهد شیرین لبهاش بنوشم و از منبع اون مائده بهشتی یعنی پستونهای همچون لیمو کام بگیرم .

6 Comments:

Anonymous Anonymous said...

موفق باشي .... موفق باشي

http://masoodorand.persianblog.com

9:35 AM

 
Anonymous Anonymous said...

سلام خوبه ادامه بده

9:40 AM

 
Blogger سكس با مامان جونم said...

سلام
خوبی
بابا دمت گرم خیلی کار بیست تو فکر نمی کردم
اینقدر به خوانندها هال بدی
ادامه بده کمک خواستی در خدمتم.

12:37 AM

 
Anonymous Anonymous said...

ادامه داستان زير بازارچه چي شد ؟؟

2:14 PM

 
Anonymous ehsan said...

edameye dastane dar safar 5 chi shod
man hanooz too kafesh moondam

2:54 PM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:17 PM

 

Post a Comment

<< Home