Thursday, November 03, 2005

سكس هاي خانوادگي فروغ چادري-3



بعد از ازدواج ما با پدر شوهرم تو يه ساختمون زندگي مي كرديم. من تازه عروس بودم و مورد توجه همه. در خانه من لباس هاي خيلي باز مي پوشيدم و آرايش غليظ مي كردم و عطرهاي تند به خودم مي زدم. يه برادر شوهر دارم كه از شوهرم كوچكتر است و آن وقت مجرد بود. بعضي وقت ها كه شوهرم خانه نبود و به سر كار مي رفت و خانواده شوهرم با من داشتند برادر شوهرم به در خانه ما مي آمد من كه در آن فرصت كم نه مي توانستم آرايشم را پاك كنم و نه لباسم را عوض كنم فقط چادرم را سرم مي كردم و در را باز مي كردم. چون چادر خانه ام نازك بود مي فهميد كه چه لباسي زير چادر تنم است و مبهوت بدنم مي شد. من اوايل از نگاه هاي هيزش كه مي خواست از لاي چادر يك چيز هائي ببيند ناراحت مي شدم ولي كم كم اذيت كردنش برايم تفريح شده بود يعني وقتي تنهائي به در خانه مي آمد به داخل خانه مي آوردم و چادرم را خيلي محكم نمي گرفتم و موقع راه رفتن چادرم را باد مي دادم تا پر و پاچه و سينه ام را تماشا كند و چون مي دانستم جرات انجام كاري را نداشت بيشتر لذت مي بردم كه تحريكش كنم. ديگر به هر بهانه اي سعي مي كرد به در خانه ما بيايد تا ديدي بزند. خانه ما طبقه چهارم و آخر بود چند بار كه رخت ها را در بالكن پهن مي كردم حس كردم كسي دارد نگاهم مي كند بالا را كه نگاه كردم ديدم برادر شوهرم از بالا پشتبان آويزان شده است من هم چادرم را ول كردم تا يك لحظه از سرم ليز بخورد چون تاپ تنم بود و سينه هاي درشتي دارم مي دانستم با ديدن سينه هاي من از بالا ديوانه مي شود كه شد. يك شب لباس خواب پوشيدم و چراغ ها را خاموش كردم و آباژور را روشن چون از سكس در تاريكي اصلا خوشم نمي آيد. طبق معمول شوهرم دير و خسته از سر كار برگشته بود و حال سكس نداشت و روي تخت پشتش را به من كرده بود تا بخوابد ولي من كه از صبح به خودم رسيده بودم و حشري بودم دلم مي خواست حجم كيرش را درون كسم حس كنم دلم آب كير مي خواست از پشت چسبيدم بهش و با دست شروع كردم به تحريكش كه يك صدائي از داخل بالكن شنيدم البته خيلي خفيف بود ولي چون يك سايه هم ديدم نظرم جلب شد چند لحظه بعد كه زير چشمي بالكن را نگاه كردم ديدم برادر شوهرم از لاي پرده دارد ديد مي زند اين قضيه مرا حشري تر كرد. يك لباس خواب كوتاه صورتي رنگ حرير تنم بود كه يه كمي پائين تر از باسنم را مي پوشاند با يك شورت توري قرمز لامبادائي سوتين هم نبسته بودم. شوهرم اصلا راه نمي داد براي همين رويش دولا شدم و سرم را بردم لاي پايش و شرتش را پائين كشيدم و شروع به خوردن كير و تخم هايش كردم براي اين كار مجبور بودم پشت به بالكن و به حالت سگي دولا شوم و چون ران هاي توپر و باسن بزرگي دارم لباس خواب بالا رفته بود و پاهايم كاملا لخت شده بود. كم كم كير شوهرم بلند شد و با بي رغبتي تمام رو به من برگشت و شروع كرديم به لب گرفتن. از پشت باسنم را مي ماليد و به خودش فشار مي داد و از اينكه برادرش دارد ما را نگاه مي كند بي خبر بود. مي دانستم كه از ديدن اينكه با خودم ور مي روم حشري مي شود براي همين طاق باز خوابيدم تا سينه هايم را بخورد و با دست شروع كردم به ور رفتن با خودم. كمي كه سينه هايم را خورد افتاد روي كسم كه آنرا بخورد من هم رفتم سراغ كيرش و به حالت 69 كمي حال كرديم بعد طبق معمول كه حال تلنبه زدن نداره به پشت خوابيد و من رويش خوابيدم سر كيرش را تنظيم كردم و با يك فشار تا ته كسم رفت. و شروع كردم به تلنبه زدن و با سينه هام ور رفتن زير چشمي هم حواسم به بالكن بود سعي مي كردم جهتم را طوري تنظيم كنم كه شوهرم حواسش به بالكن نره و برادر شوهرم هم صحنه هاي جالبي ببينه. ده دقيقه تلنبه مي زدم و سعي مي كردم هيكلم خيلي تكان بخورد مخصوصا سينه هايم و مثل جنده ها بيش از حد معمول آه و اوه مي كردم و خودم را حشري نشان مي دادم تا برادر شوهرم يك فيلم سكسي زنده و جذاب ببيند. تا آب شوهرم آمد و همه را داخل كسم خالي كرد من هم با هيجان بيشتري بالا پائين مي رفتم ولي ارضا نشده بودم. شوهرم پاشد برود خودش را بشورد من هم چون ارضا نشده بودم پاهايم را تا جائي كه مي توانستم باز كردم و البته رو به بالكن و شروع كردم به خودارضائي بعد دمرو خوابيدم و دستم را از زير شكمم بردم لاي پايم و با شدت بالا پائين مي رفتم تا ارضا شدم همانطور خوابيده بودم كه شوهرم آمد و كون گنده مرا ديد كه دمرو خوابيده بودم همانطور با حوله و بدن خيس خوابيد رويم و كمي كيرش را بين لپ هاي كونم ماليد و بعد گرفت خوابيد.

2 Comments:

Anonymous Anonymous said...

ghashang boood

2:08 PM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

10:10 PM

 

Post a Comment

<< Home