Friday, November 18, 2005

منو خالم-3



شب که شد بدجوری کمر درد گرفته بودم و زود رفتم خوابیدم. پسر خالم که یه سال از من کوچیکتره ولی از نظر عقلی هیچی بارش نیست و احمقه یه ذره. منم گفتم از این موقعیت استفاده کنم و کاری کنم دو نفری مادرشو بگائییم.شب که اومد بخوابه گفتم : یادته یه زمانی راجع به بچه دار شدنو اینجور چیزا با هم حرف میزدیم. گفتش : آره یادمه.گفتم : می خوای یه نفرو جور کنم که با هم بکنیمش.گفت : مگه میتونی.گفتم : آره به شرطه اینکه غیرتو اینجور چیزارو بذاری کنار.گفت : حالا تو بگو کیه بعدا.گفتم : تو کاریت نباشه فردا جورش میکنم.گفت : باشه.گفتم : حالا که قراره فردا با هم بکنیمش کیرتو ببینم چقدره!گفت : اول تو نشون بده.منم شلوارمو کشیدم پایینو کیرمو که خوابیده بود بهش نشون دادم گفتم : حالا تو بکش پایین ببینم.کشید پایین و کیرشو دیدم شق کرده بود تا آخرین حدش اما بازم از خوابیده من کوچیکتر بود. کیره خوابیده من خدودا 10-11 سانته.گفتم : بیا جلو ببینم. اومد جلو کیرشو گرفتم تو دستم.گفتم : میدونی جق چیه؟گفت : نه!!!گفتم : بذار بهت نشون بدم. کیرشو گرفتمو عقب جلو کردم تا اینکه آبش اومد و با یه دستمال پاکش کردم!گفتم : دیدی؟؟گفت : آره خیلی حال داد.تو همو حالات بودیم که بهش گفتم : میدونی اون زنه کیه که میخوایم بکنیمش؟گفت : نه گفتم : خاله رو میکنیم!با تعجب گفت : کودوم خاله؟گفتم : مامانت. یدفعه عصبانی شد و گفت : نخیرم اصلا نمیشه مامانم نمیذاره.گفتم : بشین بابا الکی غیرتی نشو. این همه بابات مامانتو میکنه یه بارم ما میکنیمش!گفت : مامان چی میذاره گفتم : اونش با من. تازه به هم هم محرمیم تو پسریش منم خواهرزادشم. گناهم نکردیم. یواش یواش مخشو زدم و اونم قبول کرد. خیلی بچه ساده ایه کلی تو دلم بهش خندیدم که جلوی خودش قراره مامانشو بکنیم. تازه اون شب دادم یه دور هم برام ساک زد و آبمو ریختم تو دهنش و اون تف کرد بیرون و منم با دستمال پاکش کردمو گفتم : ولی حال میده ها.فردا که جمعه بود و عموم خونه بود نمیشد کاری کرد.شنبه که عموم صبحه زود رفت بیرون من طبق برنامه رفتم سراغه خالم.اونم تعجب کردو گفت : ح خونس.(پسر خالم) گفتم : مسئله ای نیست. شروع کردم به در آوردن سوتین و شرتش. اونارو که در آوردم گفتم : میخوای بازم با دوتا کیر بکنمت؟گفت : اگه بشه که خیلی خوبه!! فکر کرد بازم خیار با خودم آوردم.یدفعه صدا زدم: ح بیا تو. طبق قرار باید لخته لخت میومد تو اونم همین کارو کردش مامانش که این صحنه رو دید با تعجب به پسرش نیگا کرد و گفت : تو می خوای مامانتو بکنی؟؟؟ منم گفتم : مگه چه اشکالی داره؟؟ گفتم : حالا با دو تا کیر میکنیمت. به ح گفتم که بیاد جلو و کیرشو دادم دست مامانش که ساک بزنه. منم رفتم سراغه کسش و سینه هاش و شروع کردم به خوردنو خالم هنوز باورش نشده بود که پسرش میخواد بکنتش. یدفعه دیدم ح سر و صدا کرد و همونجا تو دهن مامانش خالی شد. خالمم که کاملا حشری شده بود میگفت : جووووون آبه پسرمه!!!منم گفتم : خاله حالا نوبته منه. ح رفت پایین و شروع کرد به خوردن کس مامانش بعده چند دقیقه گفتم : خاله میخوایم بکنیمت. اونم گفت : قربون شما پسرا... میخوام جرم بدین!!! من خوابیدم زیر و کیرمو کردم تو کسه خالم ح هم از پشت با کمک مامانش کیرشو کرده بود تو کونش.شروع کردیم به تلمبه زدن و خالم هم همش جیغ جیغ میکرد که وااااااااای ی ی دارم حال میکنم..... یه کیر تو کونمو یه کیر تو کسمه...... دارن جرم میدن..... گفتم : ح بیا جاهامون عوض. خاله گفت : نه تازه دارم حال میکنم من به حرفش گوش نکردمو سریع جاهامونو عوض کردیم میدونستم که الاناست که آبه ح بیاد واسه همین محکم محکم مامانشو میکرد و لحظه ای که خواست کیرشو در بیاره من محکردم تو کونش و افتادم رو خالم اونم نتونست کیرشو از تو کسه مامانش در بیاره و همه آبشو خالی کرد اون تو خالم هم بد جور حشری بود میگفت : جووووون چقدر داغه دارم میسوزم. منم که این صحنه رو دیدم محکم تر میکردمش و آخرش که داشت آبم میومد در آوردم کردم تو کسش و همشو اونجا خالی کردم خالم داشت از لذت از حال می رفت. کیرمو کشیدم بیرون و هممون افتادیم رو زمین . به خالم گفتم : مهم نیست بچه دار شی؟؟ گفتش که لولشو بسته منم کلی ذوق کردم که از دفعه های بعد میریزم تو کسش.اون 2-3 هفته ای که تو خونه خالم بودم هر موقع می خواستم از کسو کون میکردمش و ح هم همینطور. بعد اینکه برگشتم تهران تلفنی با ح حرف میزدم که میگفت هفته ای 3-4 با مامانشو میکنه و ازم کلی تشکر کرد. حالا واسه عید دوباره اصرار میکنم که بریم شهرستان تا بازم خالمو بکنم!!!

1 Comments:

Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:37 PM

 

Post a Comment

<< Home