Friday, November 04, 2005

سكسهاي خوانوادگي فروغ چادري-4

از فردا شب كار برادر شوهرم اين شده بود كه قايمكي به روي تراس ما بيايد و سكس من و شوهرم را ديد بزند. يك روز مادر شوهرم زنگ زد كه بيا پائين سبزي خريدم با هم پاك كنيم من هم رفتم. يك دامن قرمز گشاد و رو زانو تنم بود و يك تي شرت چسبان زرد رنگ. هر وقت مي خواستم خانه مادر شوهرم بروم آرايشم را پاك مي كردم چون به من گير مي داد كه من دو تا پسر مجرد در خانه دارم. اما آن روز آرايشم را كامل پاك نكردم و فقط كم رنگش كردم. حسابي خوش تيپ شده بودم. رفتم پائين برادر شوهرم در را باز كرد سلامي كردم با چشم داشت همه هيكلم را مي خورد از كنارش رد مي شدم دستم را زدم به كيرش گنده بود. كلا از شوهر من قد بلندتر و خوش تيپ تر بود. رفتم روبروي مادر شوهرم روي زمين نشستم و شروع كردم به كمك كردن برادر شوهرم هم در زاويه اي پشت من نشسته بود كه مادرش او را نمي ديد و او پشت مرا مي ديد. كم كم چادرم را از روي ساق پام كنار زدم تا تماشا كند. به بهانه دستشوئي بلند شدم و به توالت رفتم و زيپ دامنم را باز گذاشتم شورتم را هم كمي پائين دادم تا موقع نشستن چاك كونم ديده شود و برگشتم باز روي زمين نشستم كم كم چادرم را ول دادم تا به دورم بيافتد چون روسري سرم بود مادر شوهرم هيچ نگفت و نمي دانست پشت من چه خبر است. زير چشمي حواسم به برادر شوهرم بود كه دستش را تفي كرد و داخل پيژامه اش برد و با كيرش بازي مي كرد. كار سبزي كه تمام شد مادر شوهرم آن را برد در آشپزخانه تا آن را بشويد . من رفتم به اتاق برادر شوهرم به هواي كامپيوتر و گفتم بيايد به اينترنت وصلش كند. من نشستم روي صندلي و باز چادرم را ول دادم و برادر شوهرم بالاسرم داشت از روي كارت اينترنت اطلاعات را وارد مي كرد يك دستش را گذاشته بود پشت من روي صندلي كمي آمدم عقب طوري كه انگار نفهميدم دست او است و با صندلي اشتباه گرفته ام او هم دستش را برنداشت و من شروع كردم به ماليدن پشتم به دست او. او هم از پشت زيپ باز شده دامنم را ديد مي زد. كمي كه حشري تر شد جرئاتش بيشتر شد و دستش را پشت من حركت داد كمي ماليد بعد كم كم پائين رفت منم خودم را زده بود به نفهمي و با او حرف مي زدم تا دستش را از زيپ باز دامنم كرد تو و داغي دستش را روي پوست بدنم حس كردم ديگر نفهميدم چه شد لب هايم را روي لب هايش گذاشتم. او هم دستش را گذاشت روي پستانم صداي مادر شوهرم ما را به خودمان آورد سريع خودمان را جمع و جور كرديم و من پا شدم كه برم گفتم نيم ساعت ديگر منتظرت هستم و رفتم بالا. چون مي دانستم دفعه اولش است و زود ارضا خواهد شد و من مي مانم شروع كردم به ور رفتن با خودم و تا مرز ارضا خودم را رساندم. زنگ خانه كه به صدا درآمد با چادر به جلوي در رفتم تا ديدم خودش است در را باز كردم تا به داخل بيايد تا در را بستم شروع كرد. هي خودش را به من مي ماليد و با دستش روي بدنم مي كشيد داشتم ارضا مي شدم و مي دانستم او هم دارد منفجر مي شود بردمش به اتاق خواب هلش دادم روي تخت با عجله شلوار و شرتش را درآوردم و كير شق شده اش را هل دادم تو كسم از كير شوهرم كلفت تر و بلند تر بود براي همين به بخش هاي بيشتري از كسم فشار مي آورد و لذتم دو چندان مي شد. حس كردم كيرش دارد نبض مي زند منم بلا چهار پنج تلنبه اول ارضا شده بودم سريع از رويش بلند شدم چون دوست نداشتم غير از آب شوهرم تو كسم خالي شود با اينكه قرص مي خوردم ولي اينجوري راحت تر بودم. آبش فوران كرد و ريخت روي تخت و رو تختي خيلي عصباني شدم و سرش داد زدم كه چرا كثافت كاري مي كني و بلند شو برو گم شو. بيچاره هنوز مي خواست يه حالي بكنه كه ضد حالا خورده بود پا شد شورت و شلوارشو پوشيد و رفت بيرون. من رو تخت دراز كشيدم و تازه فهميدم چه كار زشتي تو عصبانيت انجام داده ام بوي آب كيرش رو تخت ديوانه ام مي كرد و دلم نمي خواست لباسم را تنم كنم و از رو تخت بلند شوم.

11 Comments:

Anonymous ehsan said...

damat garm kheily bahali webloget ham mesle khodet bahale

2:22 PM

 
Anonymous Anonymous said...

salam , mamnoon az dastanat , kheili ghashange , kheili zahmat mikeshy , boooooooooooooos ,
mikham khahesh konam ke age momkene ye id yahoo einja bezar ya har tor ke khodet midoni , ke ma betonim khabar begirim azat age sitet block shod bedonim az koja baghie dastanato bekhonim , kheili mamnoon

3:44 PM

 
Anonymous Anonymous said...

salam , mamnoon az dastanat , kheili ghashange , kheili zahmat mikeshy , boooooooooooooos ,
mikham khahesh konam ke age momkene ye id yahoo einja bezar ya har tor ke khodet midoni , ke ma betonim khabar begirim azat age sitet block shod bedonim az koja baghie dastanato bekhonim , kheili mamnoon

3:46 PM

 
Anonymous Anonymous said...

salam , mamnoon az dastanat , kheili ghashange , kheili zahmat mikeshy , boooooooooooooos ,
mikham khahesh konam ke age momkene ye id yahoo einja bezar ya har tor ke khodet midoni , ke ma betonim khabar begirim azat age sitet block shod bedonim az koja baghie dastanato bekhonim , kheili mamnoon

3:48 PM

 
Blogger Lilian said...

jaleb bud
ama adam yade filmaie ghabl az enghelaab mioftad
ke hei chadoreshun ro bad midadan
ama bad nabooood
hanuzam zire gozare bazarche ro bishtar az baghie dust dashtam !!!

1:11 PM

 
Anonymous ehsan said...

chera dige be rooz nemikoni
ma montazerim

2:59 PM

 
Blogger سكس با مامان جونم said...

salam
khobin
dastanhat yke az yke ziba tare
movafag bashi?

5:54 PM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:46 PM

 
Blogger saeid said...

خدا عذابش رو زیاد تر کنه

3:47 AM

 
Anonymous Anonymous said...

لعنت خدا بر روحش.ایشالا عذابش 100 برابر بشه

3:17 AM

 
Blogger Mehdi Mohamdi said...

خانمهای شهوتی که‌تمایل دارن کیرکلفت توکوسشون بره تماس بگیرن
۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

5:58 AM

 

Post a Comment

<< Home