Friday, November 11, 2005

لز من و مامانم


سلام اسم من روياست.ماجرايي که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط ميشه به لز منو مامانم که سه ماهه پيش اتفاق افتاد.يه روز بعد از ظهر که از مدرسه برگشتم طبق معمول بابام و داداشم که ترک تحصيل کرده بود سر کار بودن بعد از وارد شدن به خونه رفتم سراغ يخچال تا يه چيزي بخورم.بعد از اينکه يه خورده کالباس خوردم رفتم سمت اتاقم که يهو متوجه شدم هيچ صداي نمياد انگار کسي تو خونه نيست.تا اومدم برم تو اتاقم يه صداي از سمت اتاق مامان و بابا اومدکنجکاو شدم ببينم اين صدا واسه چي بود رفتم سمت اتاق ديدم در يه خورده بازه از لاي در داخل رو نگاه کردم که نا خودا گاه تنم لرزيد.باورم نميشد که چي ميبينمديدم مامانم روي تخت دراز کشيده و يه بطري رو داره هي ميماله به کسش .يه خورده درو باز کردم و آروم رفتم تو.نيم خيز شدم مامانم نيم رخش سمت من بود و منو نميديد.هرچند اگر هم روبروم ميشست بازم منو نميديد چونچشاش بسته بود و هي آه و ناله ميکرد.خلاصه رو زانو نشستمو ماتو مبهوت مامانمو که يه بدن سفيدو درستو حسابي داشت رو ميديدم.رفتم جلوتر که ديگه راحت ميتونستم تمام کسشو ببينمديدم يه بطري رو که خيلي شبيه کير مصنوعي هايي بود که تو فيلم سوپرا ميديدم رو داره يواش فرو ميکنه تو کسش داشتم حشري ميشدم.حتي تا به حال اينقدر فيلم سوپر ديده بودم اينقدر حشري نشده بودمشروع کردم منم کسمو مالوندن ديدم ممکنه مامان برگرده و منو ببينه که خيلي ضايع ميشد.خواستم برم از پشت در ببينم که موقع رد شدن از در پام محکم خورد به در.واي ي ي ي ي ييهو مامانم برگشتو منو جلو در که نيم خيز بودمو دستم تو شرتم بود رو ديد.اما اون عکس العملي که فکرشو ميکردمو نداشت.گفت کاري داشتي دخترم؟با من من گفتم ديدم صدا اومد گفتم ببينم چه خبرهگفت خوب ديدي چه خبره؟گفتم آره.گفت حالا بيا پيشم بشين.تا اينو گفت قلبم داشت وايميستاد.از يه طرف خجالت ميکشيدم برم کناره تن لختش که هنوز اون بطري تو کسش بود بشينم از يه طرفي هم خيلي حشري بودم و ميخواستم کارايي که با خودش ميکنه با منم بکنه.خلاصه آروم رفتم کنارش نشستم گفت دوست داري بهت يه سري چيزاي جديد ياد بدم.بيچاره مامانم نميدونست که اين چيزا رو من تو فيلم سوپرا ميبينم و فکر ميکرد که چشم گوش بستم.گفت پاشو لباساتو در بيار گفتم آخه يهو گفت گفتم پاشو خودتو لوس نکنپاشدم مانتو و شلوار مدرسمو در آوردم.راستي يادم رفت بگم من سال سوم کامپيوتر هستم.بهد از اينکه مانتو و شلوارمو در آوردم نوبت رسيد به شلوارکي که زير پوشيده بودم و تاپي که تنم بودتا خواستم اونا رم در بيارم مامانم گفت بذار من در بيارم اول تاپمو در آورد و بعدش هم شلوارکمو مونده بود کرستو شرتم که منو خوابوند رو تخت اول کرستمو در آوردو بد شرتمو .بعد از اينکه لخت لختم کرد رفت سراغه سينه هام و نوک سينه هامو کرد تو دهنش و شروع کرد به مکيدن يواش يواش تمام سينه هامو تا جايي که ميشد کرد تو دهنشو هي ميمکيد. بعد رفت سراغه کسم يه انگشتشو با آب دهن خيس کرد و آروم گذاش دم سوراخم و کسمو باز کرد بهد از چند ثانيه يهو ديدم ديگه کاري نميکنه.من که تو عالم حشريت بودم يهو به خودم اومدم و يادم افتاد که دوست پسرم پردمو پاره کرده يه خورده بلند شدم که مامانم گفت:به به دختر عزيزم خيلي دوست داشته زود مامان بشه.اينو که گفت فکر کردم الانه که بزنه زيره گوشم اما با خونسردي گفت بي خيال خوب شما ها هم جوونيدو دل داريد بعد دوباره شروع کرد خيالم راحت شد و نفسه عميقي کشيدم.مامانم داشت کسمو ميليسيد و زبونشو ميکرد تو سوراخم.بعدش انگشتشو کرد تو سوراخمو هي عقب جلو ميکرد .کلي حال ميکردم و ديگه داشت دادم در ميومد.مامان بلند شد و گفت نميخواي به مامانت حال بدي گفتم از خدامه ماماني و برعکس شديم.منرفتم رو کس ماماني و ماماني هم رو کس من.هي کسشو که بدونه مو بود رو براش ميليسيدم و مثل خودش انگشت ميکردم تو سوراخ کسش.بعد اون بطري که اول کرده بود تو کسش رو رداشت و گفت بکن تو کسم و تند تند بزن منم برداشتمو همين کارو کردمبعد 5 دقيقه گفت حالا تو من دراز کشيدمو اون بطري رو آرو کرد تو کسم.اولش چون کسم مثل اون گشاد نبود آروم عقب جلو ميکرد اما بعدش يواش يواش تندش کردو محکم و با فشار تو کسم ميکردبعد اون اومد و شروع کرد با انگشتش با کس من ور رفتن و من هم همين کارو کردم تا وقتي که کاري کردم که بالاخره آبش اومد و من هم در همون لحظه از حشريتم آبم اومد و ماماني همشو خورد من هم گفتم آب ماماني حيف نشه و من هم همه آبشو خوردم.بعدش هم 1 ساعت همينطور لخت رو تخت دراز کشيديم و در مورد اينکه دواره کي سکس داشته باشيم و چقدر اين سکس به ما چسبيد صحبت کرديم و بعدش هم رفتيم حمام و خودمونو شستيم که شب که باباميخواد با ماماني حال کنه ماماني تميز باشه

7 Comments:

Blogger سكس با مامان جونم said...

سلام داستان جالب بود

3:19 PM

 
Anonymous Anonymous said...

جالب بود برام ایمیل بزن تا باهم
سکس داشته باشیم

parsachallenger@yahoo.com

10:44 AM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:45 PM

 
Anonymous Anonymous said...

badbakhte bichareye avazi,faghat ba in dastanaye ashghaletoon baese gonahe dokhtaro pesaraye mardom mishid,ina binamous bazie,dari az honar namaeihaye khodeto nanat migi?
khak to saretoon,ishalla to on donya baraton jobran mishe.

4:42 PM

 
Anonymous Anonymous said...

كيرم مو بخور بابا تا ته داستان رو خوندي جقت رو هم زدي حالا يادت افتاده گشت ارشاد بشي

3:23 PM

 
Anonymous Anonymous said...

И еще одно. Это мое мнение , что существуют многочисленные страхование путешествий веб-страниц надежных компаний, которые позволяют ввести свои данные отпуск и найти для Вас ценам. Вы также можете приобрести конкретный международный страховой полис отдыха на Интернет, используя текущую кредитную карту. Все, что вам нужно сделать будет ввести свои данные путешествия , и вы можете начать видетьпланы бок-о- бок. Просто найти систему , которая соответствует вашим финансовым бюджетом и потребностями , после чего использовать ваш банк кредитную карту для покупки пункта. Страхование путешествий в Интернете является хорошим способом , чтобы взглянуть на респектабельную компанию для международной страховой праздник. Спасибо за ваш обмен идеями. Желаем Вам удачи!

3:29 PM

 
Blogger Kiyavash Etminan said...

سلام منم حسینم سال سوم کامپیوترم! اگه دوس داشتی باهام رابطه داشته باشی بهم ایمیل بزن
Kiyavashetminan619@yahoo.com

11:43 AM

 

Post a Comment

<< Home