Friday, November 18, 2005

ژينا



ظهر داغ يکي از روزاي تابستون بود و به دليل ترم تابستانه ما تو شهري که تحصيل ميکرديم مونده بوديم ولي واقعا کونمون پاره بود چونکه تو خونه مجرديمون امکانات کمي داشتيم و بخصوص تو اون گرماي تابستان نداشتن کولر خيلي زجر اور بود .اون روزم از بيکاري و بي حالي من و شاهين با ماشين زديم بيرون که يه کس چرخ بزنيم بيايم .رفتيم به يکي از خيابونايي که پر مغازه هاي مختلف بود وعصرها غلغله ميشد و بارها و بارها تو همين خيابون کس هاي ملوني به تورمون خورده بود. اما تو اون وقت روز و تو اون گرما هيچکس تو خيابون نبود. شاهين برگشت گفت که بدترين موقع اين خيابونم الانه برا چي اومدي اينجا ميبيني خبري هم نيست بزن بريم منم که مثل عقاب دور و اطراف رو مي پاييدم گفتم که اتفاقا درسته که الان کس مس نيس ولي اگه کيسي به تورمون بخوره مطمئنا بده خواهد بود اين جمله اخريم تموم نشده بود که يهو ديديم اها تو اون خلوتي خيابون دو فقره کس متوسط الکون دارن ميان و جالب اينکه همينطور که قدم ميزدن يکيشون يه اينه دستش بود و داشت رو لباشو نقاشي ميکرد نزديک ما که شدن شيشه رو کشيدم پايين و با يه لحن خاصي گفتم ااا خانوم خوشگله وقت داري يه چندتا خط و خال هم رو لباي ما بکشي . اونم يه نگاهي به دوستش کرد مستقيم اومد طرف من و با اشاره دست گفت که سرمو ببرم جلوتر اول فکر کردم ميخواد بخوابونه بيخ گوشم ولي ديگه کاملا نزديک ماشين بود و به هر حال خودم خواسته بودم وسط خيابون واستاد وبا وسواس خاصي شروع به رز کشيدن روي لبام کرد . لامصب ولم نميکرد 2-3 دقيقه اي داشت با من ور ميرفت که خودم کم کم داشتم هيستيريک ميشدم که برگشتم بهش گفتم رضايت بده بابا بقيه شو بيا تو ماشين بکش. دوباره حرفمو گوش کرد و اومد تو ماشين نشست.منم با شيطنت يه نگاهي به شاهين کردم و را افتادم . مطابق عادت معمول از همان لحظه اول مخ زني شروع شد و با کلاس خاصي خودمونو البته يکم گنده تر معرفي کرديم که اره ما دکتريم و ازين حرفا.اونا هم يکم از خودشون گفتن که اره خوشگله اسمش ژيناس و اون يکي نميدونم يادم نيس چون نکردمش دختر سياهي بود که شوق خاصي به کير ادم نميرسوند .خلاصه با شيوه خاصي ادامه دادم که شما نهار خوردين ؟ گفتن بله منم گفتم که اره ما هم با اجازنون ناهار خورديم و عادت داريم که بعد ناهار يه فنجان قهوه بخوريم گفتم شما موافقين ؟ گفتن اره . منم ادامه دادم که اره من اين پذيرايي رو هم بيرون ميتونم در خدمتون باشم و هم در خونه البته اگه جسارتي نباشه. گفتن که بله برا ما فرق نميکنه . تو کونم عروسي رو گرفتم و جواب دادم بسيار عالي اگه اينطوره من در خونه راحتترم چونکه چارديواري اختياري و کسي نيس کير ادمو هم بخوره. 10 دقيقه بعد خونه بوديم و چون مطمئن بودم يه فيضي به کيرم خواهم رسوند برا بدنسازي رفتم اشپزخونه و اروم بساط ترياک رو جفت و جور کردم و سريع بدنو اماده کردم شاهينم رو مخ دخترا داشت رژه ميرفت و يکيشون گير داده بود که خونتون بوي ترياک ميده که شاهين هي ميگف بابا اين همسايه ما هر روز دم ظهر بساط داره منم که همه اينا رو ميشنيدم تخمم هم حساب نميکردم و بالاخره اومدم بيرون که البته اينا هم خر خر نبودن و فهميدن که ما تو معراج بوديم تا اومدم تو پذيرايي دختر سياهه گفت که اره پس اين نوشيدني گرم چي شد نا سلامتي ما به يه فنجان قهوه دعوت بوديم .منم فوري پريدم تو اشپزخونه و چارتا فنجون قهوه خام ريختم اوردم که حرفي نمونده باشه .قهوه رو که خوردن خزيدم بغل ژينا و شروع به ور رفتن باهاش کردم که احساس کردم شاهينم گلوش پيش اين سرکار خانوم گير کرده که کشيدمش اتاق بهش گفتم که ناراحت نشو عوضشون ميکنيم . ديدم دختره راحت نيس دستشو گرفتم کشيدم به طرف اتاق خواب. اروم نشستم گوشه تخت و دستشو کشيدم به طرف خودم و رو پاهام نشوندمش يکم که باهاش ور رفتم احساس کردم که بگي نگي شارژ نيستش بعد هم که يه دفه اي پقي زد زير گريه.منم هاج و واج داشتم نگاش مي کردم که چي شد اين عروسکه يه دفه اي اينطوري شد . اروم نوازشش کردم و گفتم چي شد برا چي اينطوري شدي؟ ضد حال نزن ديگه اگه من ناراحتت کردم همين الان پاشيم بريم همينطور که هق هق مي کرد با اشاره سر گفته هاي منو نفي ميکرد .پس ازش خواستم دليل ناراحتيشو به من بگه اونم اينطور عنوان کرد که اره من واليباليست هستم و تو فلان باشگاه بازي ميکنم 4 روز پيش وسط تمرين خوردم زمين و از نسترنم (کس) خون اومد حالا ناراحتم که پردم اسيب ديده باشه .گفتم فقط همين اينکه چيزي نيس شما که شکر خدا زمين خوردي اينطوري شدي خيلي ها لنگاشون ميره هوا اينطوري ميشن تازه اونم راه چاره داره که 4 تا بخيه خوشگل خودم واست ميزنم حال کني . اکي . توضيح بيشتري ازم خواست ومنم که نئشه بودم با حوصله تمام اصول فيزيولوژي و مورفولوژي کوسيولوژي رو بهش توضيح دادم اخر سرم گفتم الان هم بيزحمت لباستو در بيار ببينم اصلا اين نسترن خانوم شما اسيب ديدن يا نه که با کمي من من کردن شورت و شلوارشو در اورد وچشماشم بست .واي عجب کس تپل و سفيدي ريخته بود بيرون عين هلوي تازه رسيده بود و خيلي ترکيب قشنگي داشت لبه هاي کسش يه پف جذابي داشت که ادمو وسوسه ميکرد هر چه سريتر کيرشو به زيارت اون کس تپل برسونه .به هر حال شروع به معاينه صوري کردم وضمن بررسي کم کمک انگشتي هم به لاي کسش ميماليدم که ديدم بدش نمي اد ظاهرا پرده مرده خبري نبود ولي من با اين عنوان که پردت عمقيه و بدون واژينسکوپ قابل بررسي نيست کس تپلشو بيشتر و بيشتر دستکاري ميکردم تا اينکه احساس کردم کم کم ترشحات واژنش داره انگشتمو خيس ميکنه .در يه لحظه پا شدم و زرتي شورت و شلوارمو يکجا در اوردم جا خورد و گفت : چيکار ميخواي بکني ؟ گفتم که واژينسکوپ ندارم اگه اجازه بدي به صورت طبيعي يه تستي بکنم ببينم پرده داري يا نه؟ گفتش اخه چطوري؟ گفتم والا اين حاجي رو کم کمک وارد نسترن سرکار ميکنم اگه واستاد که ميفهميم پرده داري و ميکشيم بيرون اگر که نه که پردت زايل شده. اين ژينا خانمم که ظاهرا بدش نمي اومد يه فصل بده با اشاره سر تاييد کرد و گفت که فقط تورو خدا مواظب باش گفتم خيالت تخت تخت باشه و با در اوردن پيرهنم شروع کردم قبل از هر چيز دوباره انگشتمو روانه کسش کردم و اينبار با شدت بيشتري شروع با مالش کردم و همزمان دستمو زير سوتينش بردم و شروع به ماليدن پستوناش کردم زودتر از اونکه فکر ميکردم اخ و اوخش در اومد و مدام کون خودشو اينور و اونور قر ميداد .وقتي که ديدم داره اماده ميشه اروم روش دراز کشيدم و اينبار کيرمو با لبه هاي کوسش رسوندم دختره واقعا داشت ديوانه ميشد و مدام خودشو اينور اونور ميزد يه دفه ديدم منو محکم بغل کردو يه کم گردنش لرزيد بعد هم بي حال کنارم افتاد فهميدم که ارضا شده و اگه زود تر شروع نکنم ممکنه اصلا نذاره کسشو زيارت کنم بنابراين با يه حرکت سرع کمپلت کير خوش فرم و خوش ترکيب 22 سانتي خودمو تا خود خايه هام داخل کسش کردم که يه جيغ خيلي بلندي کشيد و ساکت شد شاهينم از پذيرايي که صداي ژينا رو شنيده بود بلند داد کشيد که لبيک يا عليرضا ادرکني ادرکني .ولي من حواسم پرت شد چونکه ژينا اصلا تکون هم نميخورد خيلي ترسيدم اول فکر کردم مرد اصلا از فکر کردن خارج شدم و کيرم هم به کل خوابيد. اخه ژينا خيلي دختر لاغر و ضعيفي بود بدو رفتم از اشپزخونه پارچ ابو اوردم رو صورتش خالي کردم که با يه ايييييييييييي بلند به هوش اومد کنارش نشستم و گفتم دختر تو که پاک منو ترسوندي .لبخندي زدو دوباره دراز کشيد منم که ديدم حالش خوبه دوباره سرتق بازي رو از سر گرفتم و ايندفه اصولي و حساب شده عمل ميکردم چونکه مطمئن شده بودم اين کسه ديگه اکيه.اول سراغ گوش و گردنش رفتم وبا زبون اکتيوم حسابي ليسش زدم هر سري هم که زبونم وارد گوشش ميشد يه اه خفيف تو گوشش پف ميکردم که خيلي حشريش ميکرد بعد اروم اروم اومدم پايين تر وچند دقيقه اي هم رو پستوناش مانور دادم چه پستونايي که علي رغم اينکه ژينا 17_18 سالش بود کاملا بزرگ و جا افتاده بود.حالي ميکردم با اون پستوناي قلمبش و اخر سر هم اومدم پايين تر و شروع به ليس زدن کسش کردم وبا زبونم حسابي کسشو گاييدم واي که عجب کسي عجب کسي اک اک. اورژينال رو کسش که اومدم با ليس هاي وحشتناکي که ميزدم تقريبا داد ميکشيد دست اخر هم برا اينکه جواب زحمت هاي منو بده اومد يه ساک اساسي زد که البته زياد حرفه اي نبود .به هر حال ديگه تاخير رو جايز ندونستم و لنگاشو انداختم روي شونه هام و اروم سر کيرمو به کسش ماليدم وکم کم با هر حرکت يکي دو سانتي از کيرمو وارد کسش کردم و برا اينکه ديگه غش نکنه يه چند لحظه اي بهش تايم استراحت دادم واروم شروع به تلمبه زدن کردم و کمکم ريتم حرکاتمو تندتر کردم واي که عجب کس تنگي بود ناکس کير من تا اون روز همچين سوراخ تنگي رو چه کون و چه کس تجربه نکرده بود و انصافا اگر نداشتن پرده ژينا به دليل دادن بود به جرات ميگم که بيشتر از يه بار نداده بود و شايدم راست ميگفت الله و اعلم.اخه هر دختر اپني که به تور ما ميخورد يا پرده حلقوي داشت يا زمين خورده بود ويا مريض شده بود وغيره محض نمونه يه نفر نمي گفت که بابا قبل از تو هم دادم .به هر حال لذت خاصي گاييدن کس تنگ ژينا داشت و علي رغم اينکه در سکس هام از طرف ميخواستم که تو کونش هم بذارم ولي در مورد اين کيس اين يه قلمو بي خيال شدم و اون کس تپل ونانازشو يه ساعتي در پوزيشن هاي مختلف گاييدم بدبخت دختره هم که در اولين تجربه سکسش گير يه ادم کير کلفته کمر سفت افتاده بود بيشتر از اونکه کيف کنه ناله ميزد وهي ميگفت بسه تورو خدا بسه غلط کردم کسم جر خورد واي واي واي اخ يه کم بعد دوباره حشري ميشد داد ميزد بکن بکن اره عزيزم واي واي مامانم مامان جونم کجايي که دارم کس ميدم کجايي که اين داره کسمو پاره ميکنه اييي واييي اويييي اووووخ .خلاصه بعد يه ساعت سکس اساسي ديدم داره ابم مياد کشيدم بيرون و گذاشتم لاي اون پستوناي درشتش ابم که اومد مستقيم پاشيد روي لب و چشمو موهاشو تزئين کرد منم بي حال کنارش افتادم و به خواب رفتم يه ساعت بعد باصداي در زدن شاهين بيدار شدم ورفتم دوش گرفتم اومدم باتعريفي که از کس تنگه ژينا کردم اونم مصمم شد که کيرشو به يه هات پارتي دعوت کنه ولي دختره در وضعيتي نبود که بتونه حتي يه لب کوچولو به شاهين بده اون بدبختم که نتونسته بود دختر سياهه رو بکنه اون روز حسابي کف کف موند .دم دماي عصر دخترا رفتن و فرداش همسايه پاييني ما که يه شرکت بود تو خيابون منو ديد و گفت تو رو خدا دکتر وقتي کس مس ميارين ولومشو بيارين پايين تر ما که خيالي نيس ولي بعضي هاظرفيتشو ندارن و ممکنه براتون ايجاد مشکل کنن اخه اون روز صداي سکسمون بد جوري تو ساختمون پيچيده بود. البته ژينا چند بار ديگه برا معاينه (گاييده شدن )پيشم اومد وبعدشم بي سر وصدا رفت.

1 Comments:

Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این وبلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:37 PM

 

Post a Comment

<< Home