Tuesday, December 27, 2005

زن داداش 2

اين ماجرا دومين ماجرايي است که براي من اتفاق افتاد و من براي شما تعريف ميکنم . همونطور که گفتم من نامزد دارم ولي همش تو کف زن ها هستم خيلي هم شهوتي هستم اين دفعه هم با يک زن داداش ديگم کاري کردم و الان که دارم اين ماجرا رو مينويسم دنبال جور کردن کاري با سومين زن داداشم هستم البته بگم دختر يا زن يا کلا جنس مونث وقتي شهوتي هست نميدونم چرا با من حال ميکنه البته اگر رابطه سلام عليک داشته باشيم من کلا تو دل برو هستم البته مونث ها ميگن . چند وقت بود که يک داداشم داشت خونشو ميساخت که اومده بودن خونه ما من يک ماه اول دنبال زن داداشم نبودم که يک روز من خونه نبودم داداشم هم سر ساختمون بود مامان بابام هم رفته بودن سوريه من ساعت 7.5 صبح رفتم بيرون از خونه و هولوهوش ساعت 11.15 اومدم خونه در پايين رو که باز کردم ديدم کفشا نيست ولي داره صداي تلويزيون مياد يواش رفتم در بالا رو باز کردم رفتم تو ديدم کسي تو حال نيست ولي يک حوله حموم توي حال روي مبل راحتي افتاده رفتم جلو ديدم مال زن داداشمه يک هويي از تو اتاق صدا گمبي اومد رفتم يواش طرف اتاق به در اتاق که رسيدم ديدم زن داداشم لخت وايستاده جلوي اينه داره بدنشو کرم ميزنه حواسش نميدمنم اصلا کجا بود چون دست من خورد به در صدا کرد وقتي مطمئن شدم حواسش نيست رفتم توي اتاق همين طور جوري رفتم جلو که از توي اينه منو نبينه به يکمتري که رسيدم ديدم که داره ميخنده فهميدم که ميدونه من اونجام برنگشت و گفت منو خوب ديدي که حالا ايستادي اينجا چي کار من با کلي سرخي و خجالت گفتم سلام من هيچي دارم نگاه ميکنم نميدونم چرا اومدم تو برگشت واي عجب سينه هاي قشنگي داشت چه کس تميزي من که خيره شدم به سينه هاش هواسم پرت شد که ديدم سينه هاشو گرفت تو دستش گفت اين قدر نگاه نکن اگر ميخواي بخور منم از خدا خواسته پريدم شروع کردم به خوردن اونقدر خوردم که ديگه داشت فکم درد ميگرفت همين طور که سينه هاشو ميخوردم دستمو بردم طرف کسش دستمو گرفت گفت ببين برادرشوهر گلم من الان دارم با تو حال ميکنم ولي از اين به بعد فقط وقتي که من ميگم ما با هم حال ميکنيم من هم قبول کردم دستمو ول کرد من هم انگشت اشارمو کردم تو کسش واي عجب کس تميزي داشت داغ بود و کمي خيس حسابي يک نيم ساعتي خوردمشو مالوندمش بعد منو از جام بلند کرد خودش نشست و کير منو در اورد دقيقا مثل اون يکي زن داداشم گفت که عجب کير کلفتي حال ميده براي پاره کردن من . من هم گفتم پس بلند شو بلند شد و گفت هر کاري ميخواي با من بکن گفتم تو کونت مشکل نداره گفت نه من خيلي هم دوست دارم ولي يک مشکلي هست گفتم چيه گفت کير تو بيش از حد کلفته ميخوستم بگم اون يکي جاريت که کردم تو کونش خيلي هم حال کرد تو هم همون طور هستي مطمئن باش ولي نگفتمو سر کيرم يک تف غليظ زدمو کردم تو کونش اول جيغ بلندي زد بعد کم کم به حال اومد بعد از ده پانزده دقيقه کيرمو کشيدم بيرون و يک دستي کشيدم بهشو کرم تو کسش کم کم ابم اومد کيرمو در اوردم کردم لاي سينه هاش ريختم اونجا بعد هم دهدقيقه روي هم افتاده بوديمو اون بلند شدو رفت دوباره توي حموم و من هم رفتم پاي درسم از اون به بعد هروقت موقعيتي پيش ميومد خودش ميگفت و ما با هم حال ميکرديم .

7 Comments:

Blogger داستانهای مامانی said...

سلام
لينك منو بزار تو وبلاگت
واسم آفلاين هم بزار
مرسي
كارت درسته

7:00 PM

 
Anonymous Anonymous said...

mesle mani

1:08 AM

 
Anonymous Anonymous said...

damet garm benevis zoooodtar ke kir to dast mooondim bbbbbbaaaaa

12:16 AM

 
Anonymous Anonymous said...

manam kheili dosst daram zan dadashamo bokonam

1:39 PM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

10:03 PM

 
Anonymous Anonymous said...

اعدام نشد ، به گا رفت ، هم این دنیا گاییده شد هم تو اون دنیا گاییده میشه

4:04 PM

 
Anonymous farzin said...

اسمم فرزین 44 سالمه خونه امون تهرانه از خانمهای عزیز ساکن تهران خواهشمندم به تلفن من 09381027986 بزنگن مرسی

11:12 PM

 

Post a Comment

<< Home