Tuesday, December 06, 2005

زن عموي غشي



سلام عزيزان
من زن عموم رو طوري از كس كردم كه حتي خودشم نفهميد!
داستان از اين قرار بود كه :
عموم تازه ازدواج كرده بود و نمي دونست كه زنش غش مي كنه !
من 18 سالم بود و زن عموم 22 . خلاصه خيلي تو كفش بودم ولي نمي دونستم چطوري بايد ترتيبشو بدم .
هم خجالت مي كشيدم كه بهش دست بزنم و هم مي ترسيدم كه به عموم بگه و ابرو ريزي بشه .
بالاخره يه روز من تو خونه تنها بودم كه زن عموم زنگ زد كه مي خوان با عموم بيان خونه ما براي شام و اون مي خواست كه زودتر بياد .
من هم بهش نگفتم كه مادرم رفته روضه .
البته هيچ نقشه اي نداشتم و مي خواستم از ديدنش كمي حال كنم , خلاصه زن عموم اومد و از اينكه مادرم خونه نبود تعجب كرد من هم گفتم كه مادرم زود بر مي گرده و رفتم كه براش چايي درست كنم , از اونجايي كه خدا دوسم داشت ! وقتي از اشپز خونه بر گشتم ديدم كه زري (زن عموم) غش كرده .
كمي تكونش دادم ولي خدا خدا مي كردم كه بيهوش شده باشه كه شده بود .
از روي لباس پستوناشو تكون دادم ولي ديدم كه به هوش نيست , معطلش نكردم و دستم رو زير دامنش كردم و كسه گوشتي و خوش دستشو گرفتم . بازم به هوش نبود .
بدون اتلاف وقت دامنشو بالا زدم و شورتشو با يه دست كنار زدم و با دست ديگه كير در حال انفجارمو تفي كردم و در يك چشم بهم زدن گذاشتم تو كسش و بعد دو بار عقب جلو كردن تا دسته فرو كردم , واي عجب كسي بود جاي همتون خالي !
تا بحال همچين كسي نكرده بودم .
طوري با ولع مي كردم كه تفم از كسش مي زد بيرون و لبهاي بيروني كسشو هم خيس مي كرد , خيلي زود كردن رو تموم كردم و كسش رو خشك كردم و همه چيز رو به حالت اول در اوردم و بعد رفتم دنباله مادرم .
وقتي با مادرم سراسيمه برگشتيم زري به هوش اومده بود و من و مادرم خدا رو شكر كرديم كه اون سالم بود .
هميشه بعد از اون روز منتظر يه شانس ديگه بودم ولي اصلا دست نداد .

3 Comments:

Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:53 PM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

10:05 PM

 
Blogger Mohammad Arabdoost said...

همون بهتر که اعدام شد!! نمیدونم مردم فازشون چیه!!خودشونه احمق فرض کردن یا احمق هستن!

با این داستانا خبر دارین چقدر غیرت ایرانیا به باد رفته؟؟ فردا و پس فردا که تو خیابون کس و کون خواهر و مادراتونو تو خیابون یکی کردن تازه میفهمین چقد احمق بودین..اسکولا خودتونو زدین به اون راه خبر ندارین چه بلایی دارن سر ملت میارن.دلم براتون میسوزه که طرفداری این وبلاگ نویسایی که اکثرا هم یا فراماسونن یا با اون طرف ارتباط دارن رو میکنین

9:09 AM

 

Post a Comment

<< Home