Friday, December 23, 2005

مامان جنده



اسم من رضاست و تنها پسر خانواده هستم يک خواهربزرگتر از خودم دارم که 19 سالشه و مامان خوشگلم شهين که 38 سال داره تو خونه ما جو يه جوري که ما با هم خيلي راحتيم و هر مشکل و مسئله اي که داشته باشيم خيلي راحت عنوان مي کنيم (حتي مسائل سکسيمون و هم به هم مي گيم )چون مامانم هميشه مي گه شما بچه ها اگه باما راحت نباشين ميرين حرفاتونو به يک غريبه مي گين و اون ممکن شما رو منحرف کنه مثلا من و خواهرم تو يه اتاق ميخوابيم و من عادت دارم با يک شورت اسليپ بخوابم و اين موضوع اصلا مشکلي روبراي من با خواهرم ايجاد نمي کنه چون اونم هر وقت دلش بخواد با لباس زير مي خوابه (با شورت و کرست) و حتي بعضي وقتها ميبيني من همونطوري از خواب پاشدم و دارم تو خونه جلوي مامانم اين ور و اون ور ميرم يک روز صبح از خواب پاشدم ديدم خيلي تشنمه ديگه حال لباس پوشيدنو نداشتم همونجوري رفتم آشپزخونه که ديدم مامانم با لباساي هميشگيش که تو خونه عادت داره بپوشه يعني يک تاب (بدونه کرست) و يک شلوار استرچ نازک داره ظرفارو مي شوره سلام کردم و گفتم يه ليوان بده مي خام آب بخورم مامانم گفت رضا بيا از تو آبچكون خودت بردار منم رفتم جلو و دستمو که دراز کردم ليوانو بردارم ديدم داده مامانم بلند شد گفتم چي شده مامان گفت بابا چي کار داري مي کني موهاي زير بغلت داشت مي رفت تو دهنم مگه ديروز نگفتم برو اونارو بزن منم خنديدمو گفتم خوب ديگه اولا موهاي بدن پسرته غريبه که نيست ثانيا خودت گفتي صبر کن با هم بريم که هم پشتمو برام کيسه بکشي و هم موهاتو برات بزنم . اينو بگم که ما تو خونه هر وقت بخواييم با هم ميريم حموم و کاراي همديگرو انجام ميديم و حتي يادمه اولين باري که موهاي کيرم و زدم با مادرم رفته بودم حموم که مامانم ديد و گفت نه بابا پسرم کرک و پشمي به هم زده و به من ياد داد که چطوري اونارو با تيغ بزنم خلاصه اين مقدمه نسبتا طولاني رو گفتم که کمي با محيط خونه ما آشنا بشين الان موضوعي رو که ميخام براتون تعريف کنم مربوط به شش هفت ماه پيشه داستان از اون جا شروع شد که يک روز دوستم اميربراي تمرين درسامون اومده بود خونه ما و تو اتاق من داشتيم تمرين مي کرديم اونروز خواهرم تو دانشگاه تا عصر کلاس داشت و مامانم تو خونه تنها بود خلاصه من به امير پيشنهاد کردم که بريم استخر حياطمون شنا کنيم تا خستگيمون در بره ولي امير مخالفت کرد (راستش من چند وقتي بود بد جوري تو نخ هيكل امير بودم و مي خواستم هر طوري شده بدن لختشو ببينم ) تو همين مسئله داشتيم جر وبحث مي کرديم که مامانم در و زد و اومد تو اتاق براي ما ميوه آورده بود گفت بچه ها چه خبره چرا سر و صدا کردين منم فوري گفتم مامان ميگم بريم تو حياط شنا ولي امير قبول نمي کنه مامان گفت رضا راست ميگه پاشين برين ولي امير گفت آخه من لباس با خودم نياوردم منم گفتم لباس ميخايي چه کار اگه هم منظورت مايو هستش اونم لازم نداري مامان گفت آره استخره بيرون نيست که حتما مايو بپوشي خود رضا هميشه با شورت ميفته تو آب وبا يك حالت خاصي گفت البته بعضي وقتا بي خيال اونم ميشه ولي باز امير داشت منمن ميکرد که مامان از خدا خواسته گفت رضا مثل اينکه آقا امير يکمي خجالتي تشريف دارن خودت پاشو لباساتو در بيار بعد مال امير آقا رو هم با هم درشون ميياريم منم مثل برق هرچي داشتم وبغير از شورت در آوردم و به امير گفتم پاشو تو هم در بيار تو اون موقع امير يک نگاهي به شورت اسليپ و تنگه من که کل حجم کيرم زده بود بيرون کردو خم شد به طرف من و يواش گفت تو پيش مامانت اين ريختي وايستادي خجالت نمي کشي مامان که اين حرفه امير و شنيد پريد وسط حرفشو گفت ببين اقا امير شما ورضا ديگه بسن بلوغ رسيدين و اينکه تو سن بلوغ بدن هر آدمي تغيير مي کنه چيزه غيره عادي نيست و همه ما اين دوران و داشتيم و معني نداره آدم از يک چيزه طبيعي خجالت بکشه رضا تو خونه حتي پيش من لخت مي خوابه چون ميدونه من مادرشم و اگه پيشه من اين چيزارو مخفي کنه برا خودش بده تازه خود منم يا خواهرش گاهي وقتا مي بيني لخت داريم با هم شنا ميکنيم تازه من جاي تو بودم زود لباسمو در مي آوردم تا بدن خودمو با همسنم مقايسه کنم حرفهاي مامانم خيلي خوشم اومد و با افتخار گفتم امير مي بيني چه مامان روشن فکري دارم پس زود باش. فوري بلوز و شلوارشو درآوردم يک شورت سفيد طرح دار پوشيده بود پاهاش تا کمي بالاي زانوهاش مو داشت ولي بقيه بدنش سفيده سفيد بود از اينکه پيش مامانم اينجوري وايستاده بود سرخ شده بود مامان برگشت و گفت امير آقا اين چه وضعي اصلا اين طوري که نمي توني بيفتي تو آب - امير گفت شهين خانم مگه چي شده مامان گفت اين از سرو وضع بدنت معلومه تاحالا تيغ به خودش نديده (داشت اشاره به زير بغلش مي کرد چون پر مو بود)تازه جلو شرتتم که زرده بايد شستش امير گفت پس چيکار کنم مامان گفت زود باش رضا برو حمومو آماده کن هر دو تون اول برين حموم خودمم هم الان ميام شورتاتونو ازتون مي گيرم و مي شورم منم که اين پيشنهاد مامان و شنيدم ديگه کاملا راست کرده بودم فوري رفتم حمومو آماده کردم و اميرو صدا زدم امير که اومد دو دقيقه بعد ديدم مامانم اومد تو وگفت خوب رضا چرا پس در نياوردين امير گفت من خجالت مي گشم منم فوري گفتم اول من در ميارم بعد تو در بيار و بلافاصله مامان اومد و شورت منو کشيد پايين منم که حسابي راست کرده بودم کيرم گير کرد تو کش شورت و با تکان شديد افتاد بيرون مامانم خندش گرفتو گفت ببين اميرآقا پسرم چه چيزي داره آدمو مي ترسونه بعد پا شد و گفت رضا تو خودت شورت اميرودر بيآرراستش ازاين کار خيلي حال کردم چون اولين باري بود پيش مامان با يک پسر ديگه لخت بودم کيرم داشت مي ترکيد اميرم راست کرده بود. رفتم سراغ اميرو شورتشو در آوردم واي امير چه کيري داشت دقيقا همونيکه هميشه فکرشو مي کردم ولي اونم مثل کيرمن پر موبود معلوم بود تا حالا دست به تيغ نزده بود اينم بگم کيرش ازمال من کوچيکتر بود و خيلي خوش ترکيب بود حالا دوپسرجوون لخت با کير راست کرده جلو مامان ايستاده بوديم فکر کنم مامان هم بدش نمي اومد چون خيلي به کير امير خيره شده بود خلاصه مامان يک تبسمي کرده و گفت اين موهايي که من مي بينم حداقل 1 ساعت کارداره تا بزنين تازه من يک دونه تيغ آوردم فکر کنم يکي دو تاي ديگه هم لازم باشه خوب من ميرم اينارو بشورم شما هم با هم حموم کنين وقتي کارتون تموم شد بهم بگين براتون حوله بيارام اينو گفتو درو بست. منم فوري تيغو گرفتم دستم وبه امير گفتم بخواب امير گفت رضا باورم نميشه الان هر دومون لخت با هم تو يک حموم باشيم منم گفتم پس حالا که اينتوريه حسابي باهم حال ميکنيم بعد اميروبه پشت خوابوندم رو کف حموم و پاهشو از هم وا کردم کل کيرو خايه وحتي سوراخ کونشم ديده مي شد کيرشو با يک دستم و بيضه هاشو با يک دسته ديگه گرفتم وشروع کردم به بالا پايين کردن دو دقيقه نشده بود که آهش بلند شد هي آه آه مي کرد که يهو بلند شد کيرمو گرفت تودستش وچسبوند به کير خودش و هر دو کيرمونو با هم بالا پايين ميکرد فوري امير رو برگردوندم و کيرم گذاشتم لاي کونش و خودشم بغل کردم تو همين وضعيت مامان يهو در رو وا کرد و مارو تو همون حال ديد ولي فوري گفت ببخشين مزاحم شدم کارتونو بکنين ميخاست برگرده که من فوري به مامان گفتم مامان ميشه به ما کمک کني مامانم فوري گرفت من چي ميگم بعد گفت اگه با من راحتين الان ميام رفت تو رختکن لباساشو در آورد و با کرست و شورت توري اومد تو امير ديگه چشاش از کاسه در ميومد مامان اومد جلوي ما و گفت رضا تو کرستمو و آقا امير شورتمو در بياره من فوري بند کرستشو واکردم و پستونايه گرد و قلمبه مامان افتادن بيرون اميرم شورت مامانو درآورد واي چه کوسي اين مامان داره ولي اينقدر مو داشت که روشو پوشونده بود مامان گفت بچه ها من در اختيار شمام هر کاري ميگين براتون بکنم مي خايين منو نگاه کنين جق بزنين منم گفتم مامان اگه مي شه تو بيا واسه ماجق بزن اونم قبول کرد و نشست جلوي ما وکير هر دو مونوگرفت تو دستشو خيلي حرفه اي بالا پايين مي کرد بعضي وقتا هم انگشتاشومي بردلاي موهاي کيرمون و اونارومي کشيد چون مامان مي دونست من ازاين کار خوشم مي ياد منم بايک دستم داشتم پستونه مامانومي چلوندم وبا دست ديگه لنمبراي کونه اميروبازي مي دادم اميرم اون يکي پستونه مامانو داشت مي ماليد بعد من رفتم پشت اميرو از پشت کيرموگذاشتم لاي کونش حالا من داشتم از پشت کيرمومي مالوندم به کون اميراونم جلوي من داشت هردو پستونه مامانو مي مالوند ديگه آهه هر سه مون در اومده بود وقتي من ديدم آبم ميخاد بياد فوري جدا شدم و به مامان گفتم به پشت بخوابه کفه حموم تا ما کيرامونو بکشيم رو کسش مامانم که ديگه کاملا حشري شده بود فوري اطاعت کرد و خوابيد جلوي ما و پاهاشو برد بالا کس مامان کاملا زده بود بيرون امير که کس مامانو ديد از خود بي خود شد و در حالي که از مامانم تشکر مي کرد شيرجه رفت رو کوس مامان و شروع کرد با هر دو دست به مالوندن کوسه مامان اونم تند تند آه اوف مي کرد و ميگفت امير آقا بيشتر بيشتر اصلا بخورش همش ماله شما منم فوري از فرصت استفاده کردم رفتم پشت امير اونم که کاملا خم شده بود کيرمو گذاشتم دم سوراخه کونه اميرو آروم سره شو کردم تو اميرم که تو کف کوسه مامان بود يه آه کوچيک کشيدو گفت نه رضا تو کونم نه ولي من گوش ندادم وتاته کردم تو کونش امير داشت داد مي زد ترو خدا تکون نده دارم پاره مي شم مامانم هي مي گفت امير آقا بذار پسرم حال کنه عوضش منم کوسم دادم به تومنم تند تند شروع کردم به تلمبه زدن تو کون امير عجب کوني داشت داشتم تو رويا سير مي کردم بعداز چند دقيقه که تو همين وضعيت بوديم من کيرمو در آوردم اميرم بلند شد ايستاد مامانم خودشو جمع کرد و اومد رو زانو نشست جلوي ما گفتم مامان مي خام کيرمولاي سينه هات بزارم اونم پستوناشو با دو دست چسبوند به هم و کيرم تو شکافشون قالب شد دو سه باري بالا پايين کرده بودم که آبم با فشار زد بيرون و پاشيد روي صورت مامان تو همون لحظه امير آبش اومد واونم ريخت رو صورت مامان من و امير ديگه بيحال شده بوديم مامانم در حالي که آب منو اميرو داشت مي ماليد روي لباش با تبسم گفت پسرام خالي شدن ماهم ازش تشکر کرديم بعد مامان موي کير وزير بغل هر دو مونوخودش زد و منم موهاي مامانو زدم و يک دوش گرفتيم بعد هر سه مون همونطوري لخت اومديم بيرون و رفتيم تو استخر حياطمون شنا کرديم جا تون خالي اون روز به ما خيلي خوش گذشت الان هم امير چند وقت يک بار مياد عين اون موقع مامان شهينم ما رو مي بره حموم.

14 Comments:

Anonymous امیر said...

دستت درد نکنه
بواقع وبلاگت تو همهء وبلاگها تکه
خسته نباشی

9:18 AM

 
Blogger داستانهای مامانی said...

سلام
خوبي؟
دوست عزيزم داستانهاي خوبي داري و اي كاش داستانهايي رو كه از ديگر وبلاگها برمي داري نويسنده اش رو معرفي كني و بگي از كدوم وبلاگ برداشتي
موفق باشي

11:07 PM

 
Anonymous Anonymous said...

in dastanet kheili top bod az in dastanhaey maman bezar mersi
ali_tevez

5:46 PM

 
Blogger seksenojavan said...

damet garm bahal bood
ba ejaze bezanam to webam...

8:47 PM

 
Anonymous Anonymous said...

salam koskeshe javan mishe madareto behem marefi koni ta manam bekonamesh rasti age bekhay khodetam mikonam rasti khaharm ke dari asalan har3tatono mikonam.to khahare kharo az posh gayydi.madar jendeh doroghgo.koskesk jan in adrese emili mane shomare madareto bedeh ta bokonamesh.wwww.king.peiman@yahoo.com

6:06 PM

 
Blogger mahmoud said...

ای بی شرم و حیا . حیوان پست . تو با این رذل گوئیها می خوای قبح چه چیزی رو از بین ببری ؟ تو و همفکرانت پست ترین موجودات زمینی هستید . کاملا گفتی که این باصطلاح روشن بودنها سر به کجاها می کشد. اینها کلماتی هستن که حیواناتی چون شما برای هموار کردن راههای گناه و معصیت بکار می برید. پناه برخدا از شر کثافتهایی چون شما

11:53 AM

 
Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

10:01 PM

 
Anonymous Anonymous said...

shoma vaghan shuresho dar avordym.harchizy ye hady dare.vaghan kheyly by gheyratyn. mojudat razl!

6:01 PM

 
Anonymous Anonymous said...

mahmoode madar jende lotfan khafe toye kos kesh narahati chera miai tuye in saita ta akharesham mikhooni pedar chaghal sicktir invara peydat nashe

1:51 PM

 
Anonymous Anonymous said...

koskesha jagheshoono mizanan bad mian inja enteghad mikonan goh mikhorin bade jagh zer mizanid goh mikhorid asan donbale in vajeha tu google migardid koskesh tar az khodetoon khodetoonid kasio kos gir nayarid madar ghahbeha
agha eyval to dastanato begoo ma koskesharo beshnasim mahmoode madar jende

1:56 PM

 
Anonymous Anonymous said...

خیلی به مادر جندت افتخار میکنی ، ریدم به سر پدرت مادر جنده حرومزاده کس کش

3:00 PM

 
Anonymous Anonymous said...

ننت اگر كس خوبيه بيار ما هم كام بگيريم
كس كش كونده پدر
خوك هم ننش رو نمي كنه اون وقت انتظار داري مردم اين جفنگيات رو باور كنن
كوني بي پدر
خوار كسه
راستي خواهر تم مثل ننت پشمالو يا نه ميده بابات هم براش تيغ بزنه هم يه دور بكندش
كيرم حلقت

1:11 PM

 
Anonymous Anonymous said...

اون كوني كه ٢٤اكتبر ساعت ٣:٢٦ پيغام گذاشته كيرم دهنت
اگر خيلي خوشت اومده تو هم ننت رو بيار تا ترتيب اون رو هم بديم كس كش مادر قحبه
ببينم نكنه تو هم با ننت مي ري تو حموم لاس مي زني كه اينجوري به محمود فحش مي دي
ببين من اصلا خدا پيغمبرتون قبول ندارم ولي كيرم و دهن كسي مي ذارم كه از اين كس شعر ها بنويسه هر كي رو مي خواي بگايي بگا به تخمم ولي دگه چرا گه زيادي مي خوري پفيوز يه چيزي بگو بگنجه آخه ي ننش رو مي ده دست دوستش
كيرم بخوريد بابا

1:23 PM

 
Anonymous Anonymous said...

دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود
دروغ بود

12:05 PM

 

Post a Comment

<< Home