Friday, December 23, 2005

كاوه


داستان برميگرده به سالها قبل. هنوزم وقتي ياد اون شب مي افتم کيرم حسابي راست ميشه. من سينا هستم الان 25 سالمه ولي داستان مال حدود 6 سال پيشه يعني وقتي که من 19 ساله بودم و دوستم کاوه 15 سالش بود. يکي از شب هاي زمستاني جاتون خالي با کاوه رفتيم دو تا قوطي ودکا خريديم و يه کمي مزه زديم تنگشو و حسابي خورديم و کلمون داغ داغ شده بود. نشسته بوديم روي نرده هاي محوطه بلوکمون و داشتيم سيگار ميکشيديم. کاوه پسري بود که الانم هنوز موهاي بدنش در نيومده. يک پسر سفيد با موهاي روشن و بدن بدون مو. حسابي حشري شده بودم اولين بار بود که از اين فکرا در مورد کاوه به کلم زده بود. همونطور که مشغول سيگار کشيدن بوديم دستمو بردم و کردم تو شلوار کاوه و کونشو شروع کردم ماليدن. باور نميکنيد چه کون نرمي بود. اتفاقا ديدم که کاوه هم خوشش اومده بود و داره حال ميکنه. خوشحال شدم و حسابي کونشو مالوندم. به کاوه گفتم بيا بريم خونه ما با هم يه حالي کنيم.چند روزي بود که کسي خونمون نبود و ميتونستيم با هم راحت باشيم. باهم رفتيم خونه. کاوه رو رو تخت رو شکم خوابوندم و لباسهاشو به جز شورتش همه رو در آوردم دو تا متکا گذاشتم زير شکمش طوري که کونش بياد بالا و با طناب دست و پاشو بستم به تخت خيلي صحنه حشري کننده اي بود يه پسر 15 ساله که دست و پاش به تخت بسته شده بود و زير شکمش دو تا متکا بود که کونش رو حسابي بالا برده و قلمبه کرده بود. رفتم رو تخت نشستم بين پاهاش و از رو شرت مشغول مالوندن کون کاوه شدم و حسابي کونش رو ماساژ مي دادم کاوه هم از شدت هوس داشت از هوش ميرفت. بعد به کاوه گفتم ميخوام شلاقت بزنم. چيزي نگفت فقط مدهوش بود. زير پيراهنم رو در آوردم و با اون شروع کردم شلاق زدن کون کاوه ، کاوه از خود بيخود شده بود و حسابي آه و اوف راه انداخته بود. کمربندم و در آوردم و با اون شروع کردم به شلاق زدن کون کاوه البته نه خيلي محکم که درد داشته باشه ديگه حسابي کاوه رو به شور آورده بودم. از يخچال چند تا خيار با سايزهاي مختلف برداشتم و به اتاق رفتم. شرت کاوه رو درست در جايي که سوراخ کونش قرار داشت با قيچي سوراخ کردم و سوراخ کونش رو حسابي چرب کردم و از کوچکترين خيار شروع کردم به فرو کردن تو کون کاوه . از آه و اوف کاوه که ديگه نگو. داشتم يه خيار کلفت رو تو کون کاوه عقب جلو ميکردم و کاوه هم ديگه داشت جيغ ميکشيد و کونش حسابي باز شده بود براي اين که زياد دردش نياد اسپري بي حسي رو آوردم و به سوراخ کون کاوه زدم و کلفت ترين خيار رو تو کونش کردم و آروم اونو تا ته تو کون کاوه کردم. دوباره کمربند رو برداشتم و در حالي که کلفت ترين خيار در کون کاوه بود مشغول شلاق زدن کون کاوه شدم. کاوه خيلي داشت حال ميکرد با کمربند حسابي کونشو شلاق زدم. کيرم حسابي شق شده بود. رفتم جلوي صورت کاوه و کيرم رو بصورت و لباي کاوه ميماليدم. و بعد کيرمو کردم تو دهن کاوه و حسابي دهنش رو سرويس کردم بعد رفتم پشت سر کاوه و بين پاهاش نشستم و خيار رو از کون کاوه در آوردم و کيرمو اسپري بي حسي زدم و فرستادم تو کون کاوه که حالي حسابي باز شده بود و شروع به تلمبه زدن کردم کمرش رو گرفته بودم و رو کونش حسابي تلمبه ميزدم اونم حسابي جيغ ميکشيد و حال ميکرد تقريبا نيم ساعتي داشتم تلمبه ميزدم و کونشو حال مي اوردم که احساس کردم داره آبم مياد سر کيرم رو گرفتم که آبم نياد رفتم جلو صورت کاوه و کيرمو کردم تو دهنش چند بار عقب جلو کردم که آبم با فشار خيلي زيادي خالي شد تو دهنش اينقدر آبم زياد بود که باورم نميشد و از کنار لباي کاوه داشت ميريخت بيرون دهنش پر آب بود بهش گفتم آبمو قورت بده. بعد دست و پاش و باز کردم و شرتشو درآوردم و شروع کردم به مالوندن کيرش و حسابي براش جق زدم تا آبش اومد. با هم حموم گرمي گرفتيم و اون شب کاوه موند خونه ما. واين آغازي شد براي سکس هاي بعدي. الان چند سالي که از اون خبري ندارم.

1 Comments:

Blogger Roxana said...

متاسفانه صاحب این بلاگ یعنی دادا صاحب توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد

9:59 PM

 

Post a Comment

<< Home